«چلچلی چل‌ها» در پنجمین فصل سال

11.11.09 |



كسی كه چند سالی در كناره‌های رود راین در آلمان زندگی كرده باشد، می‌داند كه سال، فصل پنجمی هم دارد. فصلی كه ساعت یازده و یازده دقیقه و یازده ثانیه‌ی صبح روز یازدهم از یازدهمین ماه سال یعنی نوامبر آغاز می‌شود.

از آنجا كه آغاز روزه‌ی مسیحیان چهل روز پیش از عید پاک یا روز قیام مسیح از مردگان است و این روز هر سال تغییر می‌كند، فصل پنجم سال هم حدود سه تا چهار ماه طول می‌كشد. این فصل هم‌هنگام كارناوال است كه تاریخچه اش را در زیر می‌خوانید.

بدرود ای تن، ای گوشت

نخست باید درباره‌ی فصل انابت كه زمان روزه‌ی مسیحیان است بدانیم زیرا كارناوال چیزی جز پیشواز به سوی دوره‌ی روزه‌ی مسیحی نیست. چله‌ی روزه یا فصل انابت، چهل روز پیش از قیام مسیح، آغاز می‌شود. فصل انابت هنگام پرهیز و پرهیزگاری مسیحیان است. آنها در این چهل روز در درجه‌ی نخست از خوردن گوشت خودداری می‌كنند. هفته‌ی پیش از این فصل را اما همگان جشن می‌گیرند و به شكل‌های عجیب و غریب در خیابان‌ها ظاهر می‌شوند و گاه خود را حسابی به دیوانگی می‌زنند.

این هفته كه اوج فصل پنجم سال است را هفته‌ی كارناوال می‌گویند كه برگرفته از عبارت كارنه واله karne Vale به معنای «بدرود ای تن، ای گوشت»، است. در روزهای كارناوال، جشن‌ها و مراسم خاصی همراه با رقص و موسیقی، برگزار می‌شود و از جمله سیاستمداران و مقام‌های رسمی را به باد انتقاد و تمسخر می‌گیرند.

ریشه‌‌ی کارناوال

در تعیین و تشخیص ریشه‌ی كارناوال، تاریخ‌نگاران هم‌نظر نیستند، اما از دوران باستان، مردم در زمستان، به هنگامی كه به علت سردی هوا كار روزانه به اصطلاح لنگ می‌ماند، به امید پایان سرما به جشن و پایكوبی می‌پرداختند. رومیان جشنی مانند مراسم شب چله‌ی خودمان داشتند كه طی آن بردگان را آزاد می‌گذاشتند. در آن شب، بردگان مجاز بودند لباس‌های مبدل بپوشند و كباب و شراب مفصلی نوش جان كنند. از قرار، آرام آرام همین مراسم زمستانی، به اروپای مسیحی‌شده راه یافته. به طوری كه تاریخ‌دانان می‌گویند در سده‌ی پانزدهم میلادی نخستین بار به عنوان كارناوال برگزار شده است.

طول فصل پنجم بستگی به رؤیت ماه دارد

همانگونه كه در آغاز اشاره شد، تعیین روزهای مراسم كارناوال كه تازه در دهه‌های نخستین سده‌ی نوزدهم میلادی به اوج خود رسیده، همیشه با برگزاری عید قیام مسیح، در رابطه‌ی مستقیم است. عید پاک یا قیام مسیح، هر سال در روز اولین یكشنبه‌ای برگزار می‌شود كه برای نخستین بار در بهار، ماه تمام دیده شده باشد. برای نمونه، در سال جاری یعنی ۲۰۰۹ ماه تمام در روز ۱۲ آوریل دیده شد، ولی در سال آینده، ۲۰۱۰ طبق بررسی گاه‌شماران، اولین یكشنبه ای كه پیش از آن ماه تمام در بهار دیده خواهد شد، به ۴ آوریل می‌افتد. به همین ترتیب، هفته‌ی كارناوال كه ۴۷ روز پیش از قیام مسیح واقع می‌شود، سال آینده ۸ روز زودتر از سال ۲۰۰۹ میلادی برگذار می‌شود. با این حساب فصل پنجم پارسال ۱۰۶ روزه بود ولی فصل پنجم امسال ۹۸ روز خواهد بود.

تشابه امیر کارناوال و میر نوروزی

همانگونه كه هفته‌ی كارناوال مقدمه‌ی فصل روزه‌ی مسیحی است، در كناره‌های رود راین، كه از دیرباز مركز ثقل كارناوال بوده است، این مراسم را از یازدهم نوامبر آغاز می‌كنند و آن را «چلچلی چل‌ها» می‌نامند. از این روز، مردم گاه و بیگاه به خیابان‌ها می‌ریزند و تا رسیدن هفته‌ی كارناوال، در جشن و پایكوبی به هیچ رو امساک نمی‌كنند. در اوج مراسم یعنی هفته ی كارناوال، همانگونه كه اشاره شد، به معنای واقعی كلمه بر طبل بیعاری می‌كوبند. در آغاز فصل پنجم سال، به تقلید از نهادهای سلطنتی، امیری هم از میان خود برمی‌گزینند كه در هفته‌ی كارناوال بر این مردان و زنان به اصطلاح «بی‌عار و دیوانه‌صفت»، حكم می‌راند. از آنجا كه آداب و رسوم فرهنگ‌های گوناگون جهان همیشه در نقطه‌ای با هم تلاقی می‌كنند، امیر كارناوال هم بی‌گمان از میر نوروزی خودمان فاصله‌ی چندانی ندارد. او نیز مانند میر نوروزی، حكمش به قول حافظ پنج روزی بیش دوام ندارد. اما در همان چند روز كه نوبت اوست، مردم كوچه و بازار در برابر او رژه می‌روند و سخنرانی‌هایی می‌كنند كه اغلب طی آنها مقامات و استحكامات رسمی مملكتی را به باد انتقاد و تمسخر می‌گیرند. امیر، دوشیزه و برزگر كارناوال در شهر كلن سه ستاره‌ی اصلی مراسم هستند و به تعبیری، بدل طنزآمیز مردم عادی در برابر مقامات بالا را تشكیل می‌دهند.

ترانه‌ای از کارناوال

در سه روز از هفته‌ی كارناوال، مراسم ویژه‌ای برگزار می‌شود: نخستین روز كه پنجشنبه پیش از فصل انابت است، به «شب جسارت زنان» مشهور است. در روز دوشنبه گل و شیرینی پخش می‌شود و در آخرین شب، یعنی سه‌شنبه شب نوشابه‌های الكلی زیادی مصرف می‌شوند. در این میان شعرها و ترانه‌های طنزآمیز و انتقادی نیز به لهجه‌های بومی شهرهای كناره‌ی رود راین خوانده می‌شوند. ترجمه‌ی آزاد یكی از این ترانه‌ها را در پایان می‌آوریم. این ترانه هر سال ورد زبان كارناوالیست‌های شهر كلن است و از امروز یعنی یازد یازده تا پایان كارناوال پیوسته خوانده می‌شود. گروه «خروسک‌‌ها» De Hoehner از گروه‌هایی است كه با این ترانه گل كرد و خود را در دل كارناوالیست‌های كناره‌های رود راین جا داد:

دوستای خوب همیشه جفت و چفت‌اند
مثل در و دسته، چفت و سفت‌اند
حتی دمی كه بخت ازت میبُّره،
دست ترا دوستای خوب گرفتند

دستای دوستای درست و نیک‌اند،
كه توی بدبختی باهات شریک‌اند
آخه بخت و زر و زور كه توی چنگت‌اند،
خدا و خرما همه همرنگت‌اند

یه ناشناس كه نمیدونی چشه،
یهو می‌خواد عصای دستت بشه
یک كسی كه هیچوقت ندیده بودیش،
یهو می‌شه رفیقت و قوم و خویش

خلاصه كه ترا رو دس می‌برند،
نازتو هرجور كه بخوای می‌خرند
تعریف و تمجید تو بی شماره،
انگاری كه نهایتی نداره
اما خوشا به حال اون عاقلی،
كه نمی‌ده به این مجیزها دلی
چیزی كه جمعه پیش اون حواسه،
یه دوست خوب همیشه می‌شناسه

وای به وقتی كه زمونه پسه،
كی اون زمون به داد تو می‌رسه
هر كاری كردی هركسی كه بودی،
همه فراموش می‌كنند به زودی

همون كه آشنای تو بوده دیروز،
حتی بهت سلام نمی‌ده امروز
تو زندگی وقتی كه درمیمونی،
قدر رفیق‌های خوبُ میدونی

دوستای خوب همیشه جفت و چفت‌اند
مثل در و دسته چفت و سفت‌اند

©abadi-online.com